خرید بک لینک
سلام! حال همهی ما خوب است ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور، که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنارِ زندگی میگذرم که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان! تا یادم نرفته است بنویسم حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست! راستی خبرت بدهم خواب دیدهام خانهئی خریدهام بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار ... هی بخند! بیپرده بگویمتچیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد فردا را به فال نیک خواهم گرفت دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سپید از فرازِ کوچهی ما میگذرد باد بوی نامهای کسان من

برچسب: نویسنده: محمد اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت: 21:04

من آدم سنگدلی نیستم و نبودم اما بعضی چیزها حالم رو بد می کنه یکی از این چیزها که چند روزه به طرز عجیبی من رو دیگه منزجر کرده ، کمک خواستن و حمایت ها به زلزله زده های کرمانشاه ! حتما تعجب می کنید که من دارم اینو می گم . اما واقعا ما ایرانی جماعت یک بار دیگه با این حادثه زلزله نشون دادیم چیزی که تو وجود ما ایرانی ها موج می زنه و هیچ وقت خاموشی نداره غده سرطانی افراط و تفریط . این که اعتدال نداریم . یهو پا رو می ذاریم رو تخته گاز و تا ته یه چیزی رو در نیاریم بیخیال نمی شیم . جالبه اکثر مواقع هم گذراست و ثبات نداره . کی یادش میاد الان معدنچی ها رو یا کی یادشه پلاسکو رو کی یادشه سربازهای هنگ مرزی رو !! کلا ما مردم همیشه در صحنه جوگیری هستیم . من هرگز منکر عمق فاجعه ای که برای استان کرمانشاه رخ دا

برچسب: نویسنده: محمد اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت: 21:04

خوشم میاد با سرعت عجیب و غریبی روزها دارن در پی هم میان و می رن و تنها چیزی که می مونه ذهن ماست که روز به روز داره خسته تر میشه . یعنی شوخی شوخی اول آذر شد ! فقط 4 ماه از این سال مونده . داشتم به هدف هایی که اول سال واسه خودم نوشته بودم نگاه می کردم . زیاد نبودن و چند تا بودن ! اما به شیرینی شکر به هیچ کدوم از هدف هام تا الان نرسیدم . مثلا یکی از اونا خوندن 12 جلد کتاب بود . اما من فقط 4 تا خوندم . و از مرداد ماه اصل دل و دماغ کتاب ندارم چه برسه به خوندنش ! کلا همیشه به قول یکی از عزیزان حرف پیشکی مایه شیشکی ! واقعا تا وقتی یه سری چیزا اتفاق نیفتاده نمیشه راجب اونا تصمیم گیری کرد . کلا به قول سینا پناهی پسر زنده یاد حسین پناهی : بی اعتنا به ظرافت دروغ های آدمی می گذرد ، فریبنده و باوقار ! ز

برچسب: نویسنده: محمد اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت: 21:04


این هفته تصمیم دارم از فضای مجازی یعنی تلگرام و اینستاگرام و توییتر یه ذره فاصله بگیرم . یعنی حداقل از ساعت 16 به بعد تعطیلش کنم به طور کامل . باید بتونم . البته کانال تگرامی گمشده در زمان به راه خودش ادامه میده ها . البته اونم از ساعت 16 به بعد یه ذره کم رنگ تر . ببینیم می تونم یا نه !


منگنه به : هرز نوشت

برچسب: استراحت, نویسنده: محمد اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت: 21:04

چرا دروغ . باید انصاف داشت و حداقل با خودمون صادق باشیم . با توجه به برکات کشور ما که اکثرا تعطیله . ( البته به نظر من تو روزهای کاری هم کشور ما تعطیله تو خیلی زمینه های اداری و روند کار ) باتوجه به تعطیلی پیش اومده فردا دوشنبه ، امروز نه حس کار کردن هست ، نه حال و حوصله اش و فقط باید ساعت ها رو سپری کرد تا ساعت چهار بشه و بریم سمت خونه . انصافا الانم ساعت نزدیک نه صبحه هنوز استارت کار تو راهروی اداره ما و اتاق های مجاور نخورده و فقط صدای خنده و خاطرات گویی میاد . یعنی واسه همین می گم ما تو روزای کاری هم تعطیلیم خیلی اوقات .منگنه به : هرز نوشت

برچسب: تعطیلات, نویسنده: محمد اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت: 21:04

نمی دانم چرا این موضوع عجیب و غریب را برای تِزَم برداشتهام؟! موضوعی که قرنهاست کسی به آن نگاه نکرده... و خب، این برای منی که دوست دارم در همهچیز اولین نفر باشم، فرصت خوبیست! در واقع موضوعی را برداشتهام که در دنیای امروز ما، مسئله ای بسیار قدیمی و بیارزش به حساب میآید؛ ولی خب، همیشه از شنا کردن خلاف جهت آب، لذت بیشتری بردهام تا همراه آن شدن. البته رشتهی من نه افسانهشناسیست و نه افسانهپردازی! من پزشک هستم؛ یکجور «خواب -روانپزشک»، که کارم پژوهش دربارهی آن بخش از سلولهای پشت مغز است که مسؤول به یاد آوردن در حافظهی انسانهاست. همانجایی از مغز که مثل یک چاه شیشهای عمیق و بیانتهاست و همهچیز از گذشته تا امروز توی آن سرازیر و تلنبار میشود. بعد هم یک اشاره یا جرقّه باعث میشود

برچسب: نویسنده: محمد اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت: 21:04

متنفرم من از روزهایی که خودم هم نمی دونم چه مرگمه ! البته می دونما . من حالم بد میشه وقتی چند رنگی آدم ها رو می بینم. من حالم بد میشه وقتی همه بدون فک کردن دهنشون رو باز می کنن و حرف می زنن حالا می خواد راجب فوتبال و گروه ایران باشه یا مسائل سیاسی روز . من حالم بد میشه وقتی می بینم شنبه ساعت 8 نشده مدیرم به من کارهام رو یادآروی می کنه ! من حالم بد میشه وقتی به خاطر چندرغاز تومن باید به هر سازی برقصی . من حالم بد میشه از این جبر جغرافیایی . حالم بد میشه وقتی می بینم آدم ها فقط توقع دارن و توقع . حالم بد میشه کسی که بهش همیشه احترام می ذاری و براش کار انجام میدی وقتی خودش می افته تو منگنه می فروشتت ! من حالم بد میشه از نفس کشیدن تو این اتمسفر کثیف این شهر .منگنه به : ذهن امروز من

برچسب: گریزانم, نویسنده: محمد اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت: 21:04

صفحه بندی